بغض هاي مگوي شامگاه

خرید بک لینک

بعد اینهمه کفر و بی سپاسی

می پذیری بدون وسواسی

اسم تو فرق دارد این روزها

در من درد دیده ی تنها

اسم تو حک شده بر رگ قلبم

من کنار تو چقدر بی دردم

من چگونه بدون تو ماندم

مهربان تر ز مادرم همدم

هم نشین شبهای بی خوابی

خواب شبهای بی پریشانی

بغض هاي مگوي شامگاه...

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:21

دنیا زیبایی هایی دارد که ما بی تفاوت از کنار آنان عبور می کنیمدلخوشی های ِساده ای که با نبودشان حضورشان را درک خواهیم کرددمپایی های کودکانه صورتی در حماموقتی کسی هست که آنها را بپوشدچقدر می تواند بوی زندگی دهد!بوی دلخوشیدمپایی های کوچک صورتی می تواند امید باشد!می تواند خاطره باشد! می تواند اندوه باشد اگر بلااستفاده در گوشه ی حمام افتاده باشد.دمپایی ها چقدر می توانند سخن بگویند؟!!!دمپایی های خاک گرفته پدر در جاکفشی!دمپایی های کودکانه کوچک صورتی در حمام!دمپایی های ... بغض هاي مگوي شامگاه...

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:21

مهربانی هایت را که مرور می کنمبا خود می گویمکائنات یک مادر بودن را به تو بدهکار است!اینهمه مهربانی اتدر قاب یک مادر تجلی می یابد فقط!وقتی خود را در خاطراتم می کاوم،کودکی لجوج می بینم در سالهای دور 30 سالگی،شاید شانس مادر بودنت را، من از تو سلب کردمو تو مجبور شدی بلیط مادر بودنت را برایم بسوزانیمن به تو بدهکارم،کائنات شانس مادر بودن را برای تو در نظر داشت و من آنرا برای بی تابی هایِ روح لجوجم هزینه کردم.کائنات به تو بدهکار نیست من به تو بدهکارم!م.شامگاه بغض هاي مگوي شامگاه...

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:21

صفحه بندی